تبليغاتX
من و تنهایی - چراغ خونه
دنیای ما به بزرگی عشقمان است
سلام دوستان هرچی خواستیم این بلاگ رنگ غم نگیره ولی انگار نمیشه چند روزی هست که حالمون بد جور خرابه . آخه مامان نازنین مریم تو بستر بیماریه و رو تخت بیمارستان بستریه و من اومدم اینجا تا ازتون خواهش کنم که براش دعا کنین تا یه بار دیگه سلامتیش رو بدست بیاره و دوباره خونه مریم اینا روشن شه. برای اولین باره که دارم اینجوری مینویسم آخه همیشه شعر سرنوشته من بوده.

ازتون ميخوام كه اين لطف رو در حق ما بكنين.

و اين شعر رو تقديم ميكنم به دوتا فرشته ناز زندگيمون:

  

خانه از سکوت مادر خالی از هرگونه تد بیربود

تا که روزی پدر هم رفت تا که خالی از تبسم شد

خانه مثل سکوت خاموش است در فضای مبهم غربت

مثل تک قلم روی میز یا که نقطه ای به روی کاغذ

خانه از نور تاریک است در فضای کهنه ی سیاهی ها

 مثل سایه ی ابری از پس اسمان تاریکی ها

 

خانه تعبیر یک خواب است در حیات خلوتش خفته

 

مثل کابوسی تلخ در پس فریاد بعد از ان

 

خانه کودکی پیر است در هیاهوی بازی ها

 

مثل شوقی در او در پی بادبادک ها

 

خانه ازهر فرصتی مرده

 

از تمام شاخه های خشک جنگلی بی برگ گردیده

 

خانه ثروت عشقی است در پس خاکهایی دور

 

که در این خاک دو دست خفته

 

که تمامی امیدم بود...............................

                                                     

 

 

 

 




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه دهم دی 1386ساعت 9:9 توسط ..:: مریم ::..

www.mahsasaeid.blogfa.com