دوتا برگی که تو پاییز دنبال بهار می گردیم
شاخه هامون دور از هم دستامون باهم پریده
تنهای مون کار ما نیست کار دستهای غریبه
طاقت ما بوسه عشق حتی تو لحظه مرگه
باد پاییز داره می یاد تو رو از شاخه بچینه
منو تنها جا میزاره تنهای مو نمیبینه
می بره تو رو به همراش توی کوچه های پاییز
من میرم تو میری با دلی لبریز از عشق
